بنیاد بیداری اسلامی کاملا با فقه جعفری منطبق است
37 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : شبکه اطلاع رسانی اجتهادl
تاریخ نشر : Oct 19 2011 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

توحید در طاعت مبنای فقه جعفری است. یكی از نكات و انگیزه های این بیداری اسلامی، نفی ولایت كافر است .آنچه در مصر اتفاق افتاد همین بود. مردم مصر احساس كردند كه ذلیل شدند در برابر صهیونیست ها، در برابر آمریكا و اینكه مصر تبدیل شده به یك كشور ذلیلی كه اراده‌ای برای مردم آن در برابر اراده آمریكا وجود ندارد و اراده آمریكاست كه آنجا حكومت می‌كند. مردم تونس هم همین احساس را داشتند كه ولایت آمریكا آنجا حكومت می‌كند. مردم یمن و بحرین نیز همین احساس را دارند. بنابراین یكی از انگیزه‌های بیداری اسلامی، خروج بر ولایت كافر است.

شبکه اطلاع رسانی اجتهاد اخیراً مصاحبه ای را در زمینه بیداری اسلامی با آیت الله شیخ محسن اراكی انجام داده اند که توجه کاربران عزیز را به مشروح آن جلب می کنیم:

- به عنوان اولین سوال در قبال مسأله بیداری اسلامی بطور كلی فقه شیعه چه ظرفیت‌ها و مسئولیت هایی می‌تواند داشته باشد؟


به نظر بنده فقه اسلامی با بیداری اسلامی یك رابطه كاملاً بنیادین دارد، بدین معنا كه بنیاد بیداری اسلامی با فقه جعفری سازگار است و با اصول فقه جعفری كاملاً منطبق است. در حالی‌كه این سازگاری بین این حركت جدید و بین این بیداری اسلامی وفقه بسیاری از مذاهب سازگاری وجود ندارد. بنیادهای این بیداری اسلامی كه عرض كردم نه تنها با فقه اسلام بر مبنای مذهب اهل بیت (ع) و با فقه جعفری كاملاً سازگارست بلكه باید بگوییم به شكلی جوشیده‌ای از مبانی و اصول فقه جعفری است.

چند اصل كلی از اصولی كه ریشه این بیداری اسلامی است و بیش از هر فقهی در مبانی فقه جعفری تببین شده است بدین توضیح هستند:

- اصل اول اصل وجوب خروج بر ظالم و عدم جواز خضوع برای ولایت جائر است. این عدم خضوع برای ولایت جائركه یك مرتبه كار است و افزون بر این، وجوب خروج بر ظالم یك اصل یا دو اصلی از اصول بنیادین فقه جعفری است ودر سایر مذاهب این دو اصل هر دو وجود ندارد، بلكه عكسِ این دو اصل وجود دارد، ولایت جائر را تجویز می‌كند. غالب مذاهب اسلامی ولایت جائر را تجویز می‌كنند و مشروع می‌دانندو خضوع برای ولایت جائر را جائز می‌دانند و بعضی خروج بر ولایت جائر رو تحریم می‌كنند و روایاتی را از رسول خدا نقل می‌كنند كه ما معتقدیم بعضی از انها بد فهمیده شده و بعضی نیز جعلی است كه به رسول خدا نسبت می‌دهند و احادیث مجعول عمدتاً در اوایل دوران خلافت امویان آغاز شده و این فعال ترین دوره ی جعل است كه همان آغاز حكومت امویان كه دوره معاویه و آل مروان است.

در این دوره است كه این احادیث جعل شد كه «اسمع و اطع للحاكم و یا للامیر و ان ظلمك و ان اخذ مالك و ان ضربك»(از حاكم اطاعت كن حتی اگر به تو ظلم كند و تو را بزند)، كه در فقه ما نیست. بلكه فقه ما فقهی است كه كه می‌گوید از ظالم اطاعت نكن بلكه اصلاً قبول ولایت جائر از محرمات مسلم فقه ماست و شما می‌دانید كه مرحوم شیخ انصاری در مكاسب محرمه فصل مشبعی در رابطه با حرمت ولایت جائر دارد آن هم در حدی كه بحث می‌كند حتی اگر كسی برای جائر لباسی بدوزد و یا دواتی برای قلم آنها فراهم كند، كمك به جائر شده است. حتی در این حد در روایات ما تصریح به حرمتش شده و اصلاً حرمت ولایت جائر یكی از اصول اساسی فقه ماست. هم حرمت ولایت جائر و هم وجوب خروج بر ظالم و جائر كه خود سیره سید الشهدا(ع) و ان روایتی كه حضرت از رسول اكرم نقل میكنند كه «أيها الناس؛ إنّ رسول اللّه قال: «من رأي سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللّه؛ ناكثا لعهد اللّه؛ مخالفا لسنّه رسول اللّه؛ يعمل في عباد اللّه بالإثم و العدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول، كان حقّا علي اللّه أن يدخله مدخله»

bidari-arakiاین روایت پیش ما متواتر است چون در تمام مقاتل این روایت از سید الشهدا از رسول اكرم (ص) ذكر شده است. این روایت و روایات دیگر زیاد است كه در كتب روایی ما ذكر شده و فقها به استناد این روایت و حتی به استناد آیات قرآنی زیاد مثل لا تركنوا للذین ظلموا قائل بر حرمت ولایت جائر و هم قائل بر وجوب خروج بر حكومت جائر شده‌اند. این یك اصل بنیادین برای بیداری اسلامی جدید است و اصلاً بیداری اسلامی جدید مبنای آن عدم تحمل حكومت جائر است. این مبنا در هیچ یك از مذاهب دیگر به این شكل وجود ندارد. این مبنا، مبنایی است كه از فقه جعفری جوشیده و از معارف اهل بیت (ص) ریشه گرفته است.

- اصل دوم كه در فقه جعفری بیش از فقه سایر مذاهب به آن پرداخته شده است، حرمت قبول ولایت كفار و وجوب خروج بر ولایت كافرعلاوه بر ولایت جائر است. مسأله ولایت كفار بر مسلمین در قرآن كریم در قرآن نفی شده :و لن یجعل الله للكافرین علی مومنین سبیلاً و لا تتخذوا یهود و نصارا اولیاء و امثال این مطالب.

بحث ولایت، بحثی است كه در فقه جعفری بیش از هر فقه دیگری به آن پرداخته شده است و ضرورت اینكه ولایت ولایت الله باشد وتقابل بین ولایت الله و ولایت غیر خدا، و این كه ولایت غیر خدا از مصادیق شرك است. این‌كه مسلمان نمی‌تواند ولایت غیر خدا رو بپذیرد اجمالاً در سایر فقه مذاهب هم وجود دارد منتها با آن تفسیر و جزئیاتی كه در فقه جعفری به آن پرداخته شده برابر نیست و اساساً مبنای فقه جعفری مبتنی بر ولایت معصوم است. ولایت معصوم بنیاد فقه ماست كه این ولایت معصوم هم مبنای توحیدی دارد.

توحید در طاعت مبنای فقه جعفری است. یكی از نكات و انگیزه های این بیداری اسلامی، نفی ولایت كافر است .آنچه در مصر اتفاق افتاد همین بود. مردم مصر احساس كردند كه ذلیل شدند در برابر صهیونیست ها، در برابر آمریكا و اینكه مصر تبدیل شده به یك كشور ذلیلی كه اراده‌ای برای مردم آن در برابر اراده آمریكا وجود ندارد و اراده آمریكاست كه آنجا حكومت می‌كند. مردم تونس هم همین احساس را داشتند كه ولایت آمریكا آنجا حكومت می‌كند. مردم یمن و بحرین نیز همین احساس را دارند. بنابراین یكی از انگیزه‌های بیداری اسلامی، خروج بر ولایت كافر است.

آنها ولایت ظالم را می‌بینند كه وسیله‌ای برای ولایت كافر شده است. یعنی ولایت ظالم در كشورهای اسلامی با ولایت كافر تقریباً ادغام شده وطریقی برای سیطره كفار بر بلاد اسلامی شده است. این اصل دوم، عدم پذیرش ولایت كافر است كه از اصول فقهی مهم ما می‌باشد كه مبنای آن وجوب توحید در طاعت است.

- اصل سوم از اصولی است كه به نظر ما بیداری اسلامی از این اصل برخاسته، اصل عزت است كه مؤمن باید عزیز باشد. باز هم عدم جواز اینكه مؤمن خود را به ذلت بیاندازد، در فقه ما به روشنی تبیین شده است. در كتب اهل سنت و سایر مذاهب، به این اصل كمتر پرداخته شده یا پرداخته نشده در حالی كه در فقه ما به طور كامل به آن پرداخته شده است.

در روایات است كه امور شخصی مؤمن را خدا به خود مؤمن سپرده كه چگونه لباس بپوشد، چگونه غذا بخورد، چه مسكنی انتخاب كند با چه كسی ازدواج كند و غیره. اینها اختیارش دست خود مؤمن است اما یك چیز دست خود مؤمن نیست اینكه بخواهد در این رفتارهای خودش ذلیلانه رفتار كند. حتی در روایات ما آمده است كه رسول اكرم (ص) تاكید داشته اند كه تا آنجایی كه آدم نیاز مبرم نداشته باشد درخواست و خواهش از دیگری نكند، زیرا عرضه نیاز به دیگری ذلت است. لذا انسان تا می‌تواند باید كاری كند تا از نیازمندی خود به دیگران خودش را آزاد كند و اگر نیاز دارد نباید آن را با ذلت مطرح كند. اصل عزت مؤمن در قرآن كریم شدیداً مورد تاكید قرار گرفته است : و لله العزه و لرسوله و للمؤنین. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: مرگ با عزت بهتر از حیات با ذلت است یا فرمایش سید الشهدا (ع) كه شعار شیعه است: هیهات منّا الذله.

 بنابراین از اصول بنیادین این بیداری اسلامی نوین، زیر بار ذلت نرفتن است. اگر خاطرتان باشد در ایام انقلاب شعارهای انقلاب اسلامی همین هیهات منا الذله بود یا زیر بار مذلت نرفتن. حتی شعارهایی كه مردم با همان ارتكاز دینی خودشان برای انقلاب می‌ساختند در آنها همین مضامین بود.

این سه اصل اساسی به نظر بنده ریشه بیداری اسلامی نوین است.


- با توجه به این كه بیداری اسلامی بیشتر در كشورهای اهل سنت اتفاق افتاده، الگوی ولایت فقیه چقدر می‌تواند برای این ملت ها كاركرد داشته باشد؟

ما معتقدیم كه اگر اصل ولایت فقیه به درستی تبیین شود خواهند دید كه تحقق این سه اصل بنیادین جز در چهارچوب ولایت فقیه ممكن نیست و این ولایت فقیه است كه تأمین كننده و تضمین كننده این سه اصل می‌باشد.

هم در بعد نظری كه وقتی در حوزه نظریه پردازی و تئوریك بحث می كنیم، مبنای ولایت فقیه همین سه اصل است. یعنی توحید در طاعت خدا، عدم خضوع برای ولایت جائر و عدم خضوع برای ولایت كافر و عزت مؤمن. این سه اصل هم از نظر تئوریك با ولایت فقیه رابطه نزدیك و منطقی دارد و هم از لحاظ تطبیق عملی باید گفت اگر بخواهیم این سه اصل یا چهار اصل را اجرا كنیم جز در چهارچوب ولایت فقیه قابلیت اجرا ندارد. خروج بر ولایت جائر و عدم قبول آن و خضوع در برابر ولایت خدا و توحید در طاعت خداوند متعال و توحید در ولایت الهی وعدم ذلت دربرابر ولایت كافرین، مبنای ولایت فقیه می باشد.

در آیات كریمه قرآن با تفسیر بر مبنای بینش مكتب اهل بیت و مذهب جعفری، این اصول اساسی از جمله عزت الهی تنها با ولایت الهی شكل می‌گیرد و تأمین می‌شود. بر همین اساس است كه این بیداری اسلامی كنونی جز بر مبنای اصول و مبانی فقه شیعی، اصلاً قابل تبیین نمی‌باشد.

تجربه عملی سی ساله انقلاب اسلامی ایران نیز در بیداری اسلامی تاثیر گذاشته است. یعنی همین نظریه كه آزادی ملت‌های اسلامی جز در سایه ولایت خدا و رسول او و امام معصوم و نائب معصوم تحقق پیدا نمی‌كند. این را علاوه بر اینكه كتاب و سنت از نظر تئوریك بین این اصول و ولایت تبیین می‌كند، از نظر عملی هم منطقاً بدون آن یعنی ولایت تحقق پیدا نمی‌كند. تجربه تاریخی سی ساله ما همین را نشان داده است و دنیای اسلام و جوان ها دیدند كه آنجا كه ولایت است، عزت در مقابل كافر است و عدم خضوع در مقابل ولایت جائر قرار دارد. در ایران چنین است كه و در جنوب لبنان هم همین است. حتی در فلسطین مانند غزه و حماس و آن بخشی از فلسطین كه زیر پرچم ولایت جمهوری اسلامی هستند و در چهارچوب سیاست‌های كلی جمهوری اسلامی حركت می‌كنند توانستند به عزتی دست یابند. این تجربه جمهوری اسلامی، تجربه عملی گران بهایی بود كه این بیداری اسلامی بر اساس آن شكل گرفت.